افغانستان از دیدگاه سیاحان و نویسندگان

متنی را که اینک برای تان پیشکش می نماییم، نوشتهء آقای ژان –میشل مارلو سفیر فرانسه در افغانستان بوده و در دو نشست عامه به قرائت گرفته شده و مورد بحث واقع گردیده است : یعنی، کنفرانس نخست در پوهنتون امریکایی افغانستان و گردهمایی ثانی در پوهنتون افغان – سویس کابل.

افغانستان، خاصتاً بوسیلهء نوشته های عدیده ای که مردان و زنان اهل ادب و ادبیات فرانسوی و نویسندگان فرانسوی زبان بدآن کشور وقف کرده اند و یا بذریعهء آثار آنانیکه کتب شان به لسان فرانسوی برگشتانده و ترجمه شده، خیال و تصور فرانسوییان را همیشه رقم زده و بخود مشغول نگه داشته است.

JPEG

اینهم یک چشم اندازی لابد تُند و موَجزی بر اثر که اما حتماً شما را تشویق به مطالعه و کاوش ادبی و تاریخی خواهد کرد ! معهذآ اینجا کلیک نمایید :

PDF - 1.1 Mb


جهت دسترسی به کتابنامه ها و مرور ی بر آنها که در این سایت بخدمت تان تقدیم می کنیم، اینجا کلیک نمایید :
http://www.ambafrance-af.org/-Culture-282-

افغانستان از دیدگاه سیاحان و نویسندگان فرانسوی
افغانستان خاصتاً بوسیلهء نوشته های زیادی که مردان وزنان اهل ادب و ادبیات فرانسه و نویسندگانی فرانسوی زبان بدان کشور وقف کرده اند و یا بذریعهء آثار آنانیکه به لسان فرانسوی ترجمه شده، خیال و تصور فرانسوییان را همیشه رقم زده و بخود مشغول نگه داشته است.
اینهم یک چشم اندازی لابد تند و موجزی بر آثاری که اما حتماً شما را ترغیب به مطالعه، کاوش ادبی و تاریخی خواهد کرد !
1)- در قرن نُزدهم میلادی : یک کشور خیلی نادرست معرفی شده، ولی برای ادبیات از قبل الهام بخش
اولین روایات بواسطهء نظامیان فرانسوی نگاشته شده است. آنها خدمتگزار دربار شاه فارس بودند و می خواستند که اینبار خودرا به خدمت فرمانروای پنجاب قرار دهند و برای رسیده به این هدف می کوشیدند تا از افغانستان بگذرند. اولین نظامی فرانسوی که دست به این کار زد جنرال کوورت بود، ولی برداشت و حکایت وی هنوز ناشناخته باقی مانده زیرا اثر کتبی موصوف بتازگی در موزیم گیمهِ بدست آمده و تا هنوز چاپ نشده است. موَلف نخستین کتاب نشر شده یک نظامی دیگر فرانسوی به اسم ژان – پُل فِریهِ بود که سفر خویش را در سال ۱۸۴۵ میلادی به افغانستان انجام داد و سفرنامه خودرا در سال ۱۸۵۶ میلادی به قید تحریر درمی آورد و علاوتاً قبل از انتشار کتاب به زبان فرانسوی به لسان انگلیسی اقبال طبع می یابد. یادآور باید شد که ژان – پُل فِریهِ در اقدام خود ناکام می شود : چند سال و اندی بعد از وقایع جنگ اول افغان و انگلیس (۱۸۳۹ – ۱۸۴۲ میلادی)، حضوراش در کشور شک، شبهه امکان جاسوس بودن اورا در اذهان بیدار کرده و نامبرده بالاخره مجبور به برگشت می گردد. عقده مندی و تلخکامی موصوف در لابلای اثراش هویدا است.
با این وجود، فرانسوییان به افغانستان دلچسپی دارند و این کشور را از ورای آثار ترجمه شده درمی یابند :

"مأموریت در کابل"، گزارش سفر و مأموریت دیپلوماتیک در کابل از سیر الکساندر بِرنس. ترجمه و تعبیه پروندهء تاریخی و نوت ها از نادین اندرهِ / شاندِین

بدینگونه، روایات بعضی اشخاصیکه بعد از دستگیری از سوی افغانان در نتیجهء جنگ ۱۸۳۹ – ۱۸۴۲ میلادی جان بسلامت بردند و همچنان بعضی آثار بزرگ کلاسیک گاهی نامحتمل، مانند اثر کوتاه فریدریش اِنگِلس در رابطه به " افغانستان"، ترجمه شده است.

"افغانستان" از فریدریش ِانگِلس / کلاسیک مارکسیزم – 5

این ژوزف ارتور گوبینو است که به معنی واقعی آن افغانستان را در ادبیات فرانسوی داخل می سازد. نامبرده دیپلومات بود، به لسان فارسی تکلم می کرد و دو مرتبه در دربار شاه فارس خدمت نمود ؛ در سال ۱۸۷۶ میلادی مشهورترین اثر تخیلی اش را تحت عنوان "اخبار آسیایی" آذین طبع می دهد.

"گوبینو : اخبار آسیایی" / کلکسیون ۱۰/۱۸

از شش رساله، دوی داستان در افغانستان می گذرد. اولی بنام "عاشقان قندهار"، ماجرای عشق ناراضی و غمناک یک جفت جوان را بازتاب می دهد. دومی زیرعنوان "ساحر نامدار"، ما را از راه های فارس و افغانستان بسوی رد پای یک مرید جوان یک درویش مسن می کشاند. داستان در مغاره های بامیان به پایان می رسد. قصه نویس با آنکه این مغاره ها را دقیقاً شرح می دهد، ولی بطور عجیبی بوداها را فراموش کرده و از قلم می اندازد. ختم المناک ماجرا جایگاه وسیعی به عشق می بخشد، به عبارتی، زوجهء مرید بدبخت مخفیانه اورا تعقیب نموده بود.

ژوزف ارتور دو گوبینو (1876)

بهر صورت، نخستین مطالعهءعلمی دربارهء افغانستان در سال ۱۸۸۸ با کتاب جیمز دارمِستِتِر تحت عنوان "سروده های مردمی افغانان" صورت می گیرد. مشارالیه که در پشاور زیسته، به زبانشناسی (لسان های دری و پشتو) علاقه مندی داشته، همچنان به ادوار بزرگ ادبیات عنعنوی عطف توجه نموده و آنها را اینگونه به چند فصل تقسیم می کند : سروده های تاریخی، تواریخ ادیان، اسطوره های افسانه ای، سروده های عشقی، اسطوره ها و دست آوردهای فرهنگی و ادبی مردم.

"سروده های مردمی افغانان"، جمع آوری شده از سوی جیمز دارمِسِتِتر / جامعه آسیایی، اِرنست لوروو ناشر

2)- در میان دو جنگ جهانی : دریافت و شناخت متقابل
زمانیکه بعد از سال ۱۹۱۹ میلادی شاه افغانستان علاقه مندی خویش را جهت تحکیم روابط دیپلوماتیک با فرانسه ابراز می نماید، حکومت وقت فرانسه بدون شک با دلهرگی از بیم نرنجاندن انگلیس ها از خود واکنش محتاطانه تبارز می دهد. این مأموریت حساس به یک دانشمندی بنام الفِرد فوشهِ که مصروف تجدید نمایندگی موزیم کلکته بود، واگذار می گردد. از او تقاضا بعمل می آید تا سفراش را مستقیماً از خاک هند بریتانیوی بصوب افغانستان انجام نداده، بل از مسیر فارس بدآنجا طی مسافت نماید. معذالک، از راه بحر با کشتی عزیمت می نماید و از سمت غرب داخل افغانستان می شود. این سفری از قبل طویل با فرارسیدن فصل سرد زمستان و برفباری، طولانی تر می شود. مأمورآگاه الفِرد فوشهِ روابط دیپلوماتیک میان دو کشور را پایه گذاری کرده و "هیئت باستانشناسی فرانسه در افغانستان" (دافا) را تأسیس می نماید و از آن تاریخ به بعد نهاد باستانشناسی مذکور نگین ارزشمند همکاری میان دو کشورما است.

الِفرد فوشهِ، همسرش و یک گروهی ازهمراهان افغان (بلخ، ۱۹۲۴)

معهذأ، تماس ها میان فرانسه و افغانستان تغییر نوعیت داده و مراودات و تبادلات بشری بخصوص در بخش معارف و باستانشناسی افزایش می یابد. افغانستان بعضی از معتبرترین روشنفکران فرانسه را بخود جلب می کند، علی الخصوص اندرهِ مالرو که بدون تردیدی در سال ۱۹۳۰ میلادی به این کشور می آید. خود نویسنده در کتب اش اشارات نسبتاً کوتاهی به این اقامت می نماید، ولی کلارا مالرو همسرش که همراه وی بود، از مسافرت سوژه ای را برای نوشتن رومانی تحت عنوان "از طویل ترین راه ها" می یابد ؛ بدیهاً یک قصه باستانشناسان.

"از طویل ترین راه ها" رومان از کلارا مالرو / ستوک

اخبار و اوضاع سیاسی افغانستان کمتر مورد توجه فرانسوییان واقع می شود، به استثنأی یک روزنامه نگار زن به اسم اندرهِ ویولیس که برای نشریه "لو پُتی پاریزَین" در سال ۱۹۲۹ میلادی در دوره بخصوص مغشوش و تیره ای به کشور سفر می کند. (بغاوتء "بچه سقأ" که شاه را مجبور به ترک قدرت کرد و بتازگی موصوف بنوبه خود مغلوب می شود.) روزنامه نگار نامبرده از اوضاع وقت کابل تابلوی خیلی زنده و نفس گیری ترسیم می کند و آن را حین برگشت به فرانسه در کتابی بنام "توفان بر افغانستان" گنجانیده و به دست طبع می سپرد.

"توفان بر افغانستان"، اثرء اندرهِ ویولیس / کتابفروشی والوا

به این بخش دنیا از دیدگاه سرزمین ماجراجویی نگریسته می شود. در سال ۱۹۳۱ میلادی "سفر زمینی زرد" وسایط سفربری صورت می پذیرد که منجر به نگارش تعداد کثیری گزارشات سفر می گردد. سرمایه دار در صنعت، اندرهِ سیترویین یک وسیله نقلیه چینداری را که قادر به عبور از دشت ها همانند گذر از مناطق پهناور پربرف بود، اختراع نمود. معهذأ وی یک مجموعه اعزامی منقسم به دو گروپ را منسجم کرده و بسیج ساخت : یکی از بیروت (لبنان) به سمت شرق و دومی از پیکن (چین) برخاسته و بصوب غرب براه افتادند. هر دو گروپ در نیمه راه واقع در ترکستان چین ملاقی می شوند. تیم نخست بدینگونه از هرات، بامیان، غزنی ... می گذرد.

نقشه ای که از اوان سال ۱۹۳۱میلادی به تمام شبکهء سیترویین ارسال شد و منظور از آن پیگیری پیشرفت دسته اعزامی بذریعهء بیرق های کوچک بود / ارتباطات سیترویین

سوا از این رسالات علمی، ادبی یا داستانی، اولین عناوینی که می کوشد افغانستان را در واقعیت یومیه اش به خوانده معرفی نماید، منتشر می گردد. نمونه خاص آن رُنهِ دولو است که بین سال های ۱۹۳۴ و ۱۹۳۶ میلادی در کابل بحیث دیپلومات اجرای وظیفه نمود و سال بعد از برگشت اش به وطن، یک شرح هم دقیق و هم از برداشت خوشبینانه از اوضاع را در کتاب زیر عنوان "افغانستان" به طبع می رساند.

"افغانستان : تاریخ، تشریحات، عادات و رسوم، فولکلور، حفریات"، اثرء رُنهِ دولو / پایو پاریس

رُنهِ دولو در کتاب مذکور ولایات عمده کشور را با عادات و رسوم آن معرفی می کند و بخش مبسوط و طویلی را نیز به زندگی روزانهء مجتمع کوچک اروپاییان در کابل اختصاص می دهد.
3)- از ختم جنگ جهانی دوم تا کودتای ۱۹۷۳میلادی (۱۳۵۲ هجری شمسی) : یک دورهء طلایی
بعد از جنگ جهانی دوم روابط میان فرانسه و افغانستان به گسترش خود ادامه می دهد. در سال ۱۹۵۳ میلادی یک کتابی که مشترکاً از سوی ریا هَکَن و احمد علی کُهزاد نگاشته شده بود، در مطبعه ملی فرانسه چاپ می شود. این اثر که به "اسطوره ها و عنعنات افغانستان" می پردازد، یادبودی است از ریا هَکَن همسر یک مسئول هیئت باستانشناسی فرانسه در افغانستان قبل از جنگ جهانی دوم. خانم هَکَن با شوهرش زمانیکه کشتی که می بایستی هر دو را جهت پیوستن با مبارزهء فرانسه آزاد انتقال دهد، آماج یک تحت البحری قرار گرفت و زوج باستانشناس در سال ۱۹۴۱ میلادی کشته شدند. این اثر کتبی بطور نمادینی دو دوره پیشا و پسا جنگ را اتصال می دهد.

ژوزِف و ریا هَکَن / آرشیف عکس های هیئت باستانشناسی فرانسه در افغانستان "دافا"

اگر هیئت باستانشناسی فرانسه در افغانستان "دافا" طبعاً رکن اصلی توجه علمی فرانسه را به افغانستان تشکیل می دهد، ولی این توجه به موضوعات دیگری توسعه می یابد. بدین منوال پدر دو بوروکوی متخصص مطرح شده بسطح بین المللی در عرصهء افکارعارفانه ، بخصوص آگاه خواجه عبدالله انصاری به کابل می آید و به بسیار زودی در آنجا خودرا وقف رسیدگی به اطفال بی بضاعت و معلول می کند.

"کابل شیفتگی – پدر سِرژ دو بوروکوی"، از ژان – ژاک پِرِنِس / سِرف

پدر سِرژ دو بوروکوی /" افغانستان فردا"

"اولادهای من از کابل"، سِرژ دو بوروکوی / بروشهِ

باقی نویسندگان فرانسوی زبان آثار خویش را چاپ می کنند که در زمره آنها از یک زوج جوامع شناس سویسی بنام های پییر ومیشلین سانتلیور می توان نام برد.

"دیدار مجدد از کابل"، از پییر و میشلین سانتلیور / نشرات زوهِ

"یک کشوری اینقدر آرام ...، افغانستان"، کتابخانه عامه پوهنتون نوشاتِل

افغانستان اما نزد فرانسوییان نیز بمثال یک سرزمین خواب و خیال باقی می ماند. این اسطوره افغانی با نشر رومان ژوزِف کِسل تحت عنوان "سوارکاران" در سال ۱۹۶۷ میلادی، حفظ می گردد. این ناول آنقدر شهرت می یابد که بعداً با اشتراک عمر شریف ستاره نامدار هنر هفتم درنقش اصلی، به فیلم سینمایی درمی آید.

"سوارکاران"، اثرء ژوزِف کِسِل / فولیو

در خط فاصل میان تصور و دانش، عکاسانی چون رولان و صبرینه میشو فعالیت می کنند و آثار تصویری و نوشتاری شان زیبایی حیرت انگیز مناظر و همچنان نیز ظرافت هنر و مهندسی این خطه را تجلیل می نمایند.

"سوارکاران"، از رولان و صبرینه میشو / ناتان تصاویر

بالاخره سالیان دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی شاهد ازدیاد نویسندگان سیاح در کشور می باشد که ازعزیمت شان در افغانستان بوسیله نوشته ها گواهی می دهند. اکثر سیاحان نویسنده، فرانسوی نبوده بل اتباع سویس هستند و با تعهد به سنت یک هموطن سرشناس شان به اسم اِلا مَیار اندکی قبل از جنگ دوم جهانی، می پیوندند. خانم اِلا مَیار در یکی از مشهورترین اثر خویش زیرعنوان "راه سهمگین" عملاً پیچ و خم سفرهای طولانی خودرا در افغانستان معهء همسفراش خانم اَن – ماری شوارتزِنباخ که او هم زن اهل ادبیات بود، وضاحت می دهد.

اِلا مَیار و اَن – ماری شوارتزِنباخ (۱۹۳۹ – ۱۹۴۰ میلادی) / کتابخانه کوچک پایو

4)- تصاویر افغانستانی در حال بحران
این دورهء شعف و خوشبختی با کودتاهای ۱۹۷۳ میلادی (۲۶ سرطان ۱۳۵۲ هجری شمسی) و ۱۹۷۸ میلادی (۷ ثور۱۳۵۷ هجری شمسی)، بعداً با تجاوز شوروی که باعث قطع روابط دیپلوماتیک و مسدود شدن سفارت فرانسه گردید، به پایان می رسد. با این وجود، افغانستان مردم فرانسه را مسحور خود می سازد، بخصوص بدور سه مطلب : موضوع اول مقاومت افغانستان در مقابل قوه اشغالگر شوروی است و این اصل بر بنیاد شخصیت انکار ناپذیر قوماندان احمد شاه مسعود شکل می گیرد. روزنامه نگار، نویسنده و سینماگر کریستوف دو پونفیلی در شناختاندن قوماندان مسعود در فرانسه سهم وسیعی داشت. مطلب ثانی بگونه منطقی مربوط به تعهد بشری فرانسه در افغانستان می شود ؛ حماسهء آنانیکه درج تاریخ خواهند شد، مانند "داکتران فرانسوی"، طبیبان، نرس ها، مسئولین تدارکات و لوژیستیک امور بشردوستانه وغیره.

"مسعود افغان"، کتاب کریستوف دو پانفیلی / "ای.اف.پی"، عکاس توماس کوئکس

تعداد زیادی اند که چشم دید خویش را گاهی حین وقوع رویدادهاو حوادث به قید تحریر در می آورند، اما دیگران مانند، گی کوسهِ سال ها بعد وقتیکه اندیشه شان با تجارب دیگر غنامند می شود، دست به قلم می برند. بالاخره، شماری از روزنامه نگارانی که مخفیانه داخل کشور شده، دستگیر و محبوس گردیدند، جریان و گزارشات محبوسیت خودرا می نویسند : ژاک ابوشار در سال ۱۹۸۴ میلادی و اَلن گیوو در سال ۱۹۸۷ میلادی وغیره.
برعکس ادبیات فرانسوی در زمینه موقف محتاطانه و منفصلی اختیار می کند. (مگر اثرء پاتریک فرانچسکی بنام "یک تورن بی اهمیت" را باید تذکار داد.) در دوران پسا جنگ، این رساله ها و شهادت ها با ندای خود شوروی ها تکمیل خواهد شد : خبرنگار زن تبعهء بیلوروس، سوِتلانا اَلکسیویچ که سال پار (۲۰۱۵ میلادی) با دریافت جایزه نوبِل ادبیات مفتخر گردید، یک مجموعه ای تحت عنوان "تابوت های صربی" از شهادت های بنیادی در ساحه برداشتی که روس ها از منازعه داشتند، نگاشته و آماده نشر و پخش می سازد. این کتاب بزودی با مهاجرت سوِتلانا الِکسیویچ به فرانسه، قبل از آنکه در سکاندیناویا یا شمال اروپا اقامت گزیند، به لسان فرانسوی برگردانده شد.

"تابوت های صربی"، اثرء سوِتلانا اِلکسیویچ / کرستیان بورگوس ناشر

باقی نویسندگان روس تبار به مردم فرانسه دیدگاه خودرا از نبرد شناختاندند، در ردیف اول آنها، اولِگ اِرماکوف موِلف یک مجموعه ای از داستان های کوتاه تأثرانگیز بنام "رسالات افغانی" قرار دارد.

"رسالات افغانی" از اولِگ اِرماکوف / اَلبن میشِل

فرانسوییان از جنگ های داخلی و تسلط طالبان از ورای بخصوص زندگی نامه های زیاد خود افغانانی که کشور خشونت زده خویش را ترک می کردند، آگاهی حاصل نمودند. نمی توان در محدوده این یادداشت ازهمه این آثار کثیر یادآوری نمود. (اما از آن جمله بطور نمونه از هوبِر حداد با "تریاک کوکنار"، لطیفه با "چهرهء مستور، بیست سال عمر داشتن در کابل" دیانا محمدی با "دخترک گوگرد فروش در کابل"، فریدون صاحبجام با "زن مرده در بین زندگان" ذکر بعمل می آید.) ولی با این وجود شکیبا هاشمی که کتاب اش تحت عنوان "دختر گستاخ کابل" زیادترین انعکاس را داشت، بیشتر درمیان فرانسوییان شناخته شده است. بعضاً مهاجرین افغان متون را مستقیماً ننوشته اند، بلکه این نوشته ها مشترکاً با همکاری یک خبرنگار یا یک نویسنده ای که مسئولیت عام فهم ساختن حد اعظم آن را بعهده گرفته است، اقبال تحریر و اهتمام یافته است. مشهورترین آن بدون شک کتاب فابیو جدآ بنام "در بحر تمساح ها است" که به ۲۷ زبان منجمله به فرانسوی ترجمه شده است. می توان چند اثر تخیلی که می کوشد به خواننده واقعیت این دوران را بفهماند، برآن اضافه نمود ( سِباستیَن اوریتز، "طالب"، یسمینه خَدرا، "غوچی های کابل")، بدون فراموش کردن تأثیر سینما در عرصه یادشده : بخصوص سینماگران افغان (صدیق برمک با فیلم "اسامه") و سینماگران ایرانی (مخبلباف با فیلم "کتابچه").

"کتابچه"، فیلم ایرانی با کارگردانی حنا مخبلباف (۲۰۰۷) / استاد علی

بعد از سال ۲۰۰۱، چهرهء افغانستان اشکال گوناگونی بخود اختیار می کند، زیرا نشرات در تصاعد است : شهادت های زیادی از چشمدیدها، خاصتاً از سوی نظامیان و کارمندان امور بشردوستانه به نشر می رسد (ماری – ژوزهِ برونِل، "خودسوزی در بیست سالگی").

"خودسوزی در بیست سالگی"، اثرء ماری ژوزهِ برونلِ / گراسهِ

سرشناس ترین شان معلومدار عتیق رحیمی است که با کتاب اش تحت عنوان"سنگ صبور"، جایزه معتبر ادبیات فرانسوی "گونکور" سال ۲۰۰۸ را از آن خود می سازد. موَلف از این اثر ادبی خویش بعداً یک فیلمی ساخت.

"سنگ صبور"، فیلمی غمرانگیز فرانسه – جرمنی و افغانی با کارگردانی عتیق رحیمی و ...

... با اقتباس از رومان همنام اش (گونکور ۲۰۰۸) / تییری اربوگاست

عتیق رحیمی بتازگی یک اثر جدیدی زیرعنوان "ترنمء قلم" را آذین طبع داد، و اما هم خالد حسینی ("کاغذ پران های کابل"، "هزاران خورشید درخشان"، "بدینگونه پژواک بی انتهای کوه ها طنین می اندازد").

"کاغذ پران های کابل"، نخستین رومان خالد حسینی / رومان – نشران 10/18

"بدینگونه پژواک بی انتهای کوه ها طنین می اندازد"، از همین موَلف 2013 / کلکسیون ۱۰/۱۸

باید هم از سپوږمۍ زریاب و همچنان از سید بهاءالدین مجروح و آثاراش برسم حرمتگزاری بعد از شهادت نامبرده در ماه فبروری سال ۱۹۸۸ میلادی، یادآوری بعمل آورد. منبعد فرانسوییان همیشه سیمای ترسیم شده ای را از خارج دریافت نمی دارند، بلکه آن چهره ای را می یابند که خود افغانان تجلی می دهند.
- این چشم انداز در اثر ترجمه موَلفین کشورهای ثالث نیز تنوع می یابد : ایتالوی ها (پاولو جیوردانو، "جسم انسانی")، هندی ها (جویدیپ روا- بهاتاشاریا، "یک اَنتیگون در قندهار"، تیمِری موراری، " کلپ کِرکِت طالبان")، یا هم پاکستانی ها (ندیم اسلم).
- با آنهم نویسندگان فرانسوی داستان های تخیلی، تا زمانیکه موضوع رومان های پولیسی یا جاسوسی در میان نباشد (دوا، "پښتو پریمو" که خاصتاً به مسئله استفاده از پهپادها یا هواپیماهای بدون سرنشین می پردازد)، به علاقه مندی خویش به افغانستان ادامه می دهند، یا با برگشت به دوره های گذشته، مانند عصر طالبان (ژان – لووک کامیلیری، "افغان بلووز")، یا با پرداخت به دخالت غرب بعد از سال ۲۰۰۱، از دیدگاه نظامیان یا ملکیان (پاولینا دَلمَایِر، "جنگ را دوست بدار !"، دِلفین کوولین، "دیدن کشور")
- دلچسپی و علاقه مندی اهل پوهنتون نیز افزایش می یابد : در مورد جنگ رهبری شده از سوی نیروهای "ناتو" و بدیهاً دربارهء اشتراک فرانسه در معرکه و اما نیز در بابت میراث باستانی و تاریخی (بِرنارد دوپِین، "چهارراه افغان، آبدات افغانستان"، مایکل بِری در مورد بهزاد با "هنر تصویری در اسلام وسطایی" یا در عرصهء هنر مهندسی با کاشی های از لاجورد، مصور شده از سوی خانوادهء میشو)

"هنر تصویری در اسلام وسطایی" اثرء مایکل بِری (2004) / فلماریون

- این دلچسپی اهل پوهنتون مرتبط به سوالات و مسائل دینی نیز متبادر می گردد (اولیوی روا) و تحولات جامعه افغانی ("دیدن دوباره کابل" از پییر و میشلین سانتلیور، روایات زمانی که دربرگیرنده یک دوران طولانی می باشد : ۱۹۷۲ – ۲۰۰۵). یک گام مهم در سال ۲۰۰۶، معرفی گنجینه های مجدداً یافت شده افغانستان در موزیم گیمهِ است.
- بالاخره، از چندی بدینسو علاقه مندی جدیدی در مورد مطالب بکری که بر سوالات و موضوعات اجتماعی، مانند وضع جوانان (ساندرا کالیگارو، "خواب افغانی")، جایگاه زنان (برمک اکرم، "وږمه") و با مراجعه به ابزار جدید برای اظهار بیان، بخصوص ترسیم قصه ها بذریعهء بسته های تصویری می چرخد، رونما گردیده است.

"خواب افغانی"، عکس ها از ساندرا کالیگارو / ساندرا کالیگارو

امروز تعامل بر اساس تبادلات استوار است نه بر مبنای تنها نگاهی که فرانسوییان به افغانستان می افگنند. بطور مثال، دعوت از یک سینماگر و یک ستاره سینمایی زن افغان در سال ۲۰۱۵ جهت اشتراک در هیئت منصفه جشنوارهء سه قاره.

تاریخ نشر 11/05/2016

قسمت بالایی صفحه